الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

105

تفسير مجمع البيان (فارسى)

« مَنْضُودٍ » صفت « سجيل » است و بگفتهء ربيع يعنى آنها را چنان بهمديگر كوبيده بودند كه به صورت سنگى در آمده بود ، و قتاده گفته : يعنى گويا كنار هم چيده شده بود ، و ابن عباس گفته يعنى بدنبال يكديگر ميآمد . « مُسَوَّمَةً » اين كلمه صفت « حجارة » است يعنى آن سنگها نشاندار بود و علامتهايى در آنها گذارده شده بود كه دلالت داشت بر اينكه آنها مخصوص عذاب است . و قتاده و عكرمه گفته‌اند : خطى قرمز در اطراف آن كشيده شده بود ، و ربيع گفته : بر هر يك از آن سنگها نام صاحبش نوشته شده بود ، و ابن جريج گفته : نشانه‌اى داشت كه از سنگهاى زمين متمايز بود ، و حسن و سدى گفته‌اند : مهر خورده بود . « عِنْدَ رَبِّكَ » يعنى در علم پروردگار تو ، يا در خزينه‌هاى پروردگارت كه جز وى كسى مالك آنها نيست و جز بفرمان او كسى در آنها تصرف نكند . « وَ ما هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍ » و اين سنگها از ستمگران امت تو نيز اى محمد دور نيست ، و منظور از اين جمله تهديد و ارعاب قريش است ، و قتادة گفته : پس از قوم لوط خداوند هيچ ستمگرى را از آن سنگها پناه نداده است ، پس از خدا بترسيد و از وى بر حذر باشيد . و برخى گفته‌اند : منظور همان قوم لوط هستند كه همهء آنها را فرا گرفت و قتاده گفته است : قوم لوط چهار هزار نفر بودند .